بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

411

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى آيا نظر نميكنى بسوى آنان كه نهى كرده شدند از تناجى ور از گفتن با يكديگر ثُمَّ يَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْهُ پس عود ميكنند بر آن چيزى كه نهى كرده شده بودند از آن وَ يَتَناجَوْنَ بِالْإِثْمِ ور از ميگويند از روى عناد به آنچه ايشان را آثم و گناهكار ميسازد از عيب مؤمنان و عدم استقرار خلافت در بنى هاشم وَ الْعُدْوانِ و بامرى كه باعث تعدى و ظلم باشد در حق مؤمنان وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ و بنافرمانى پيغمبر و وصيت كردن يكديگر را بمخالفت رسول و با وجود اعادهء منافقين تناجى مذكور را چون به خدمت حضرت ميآمدند بر آن حضرت تحيهء جاهليه ميگفتند كه « انعم صباحا و انعم مساء » و يهود « السام عليك » يعنى : الموت عليك ميگفتند حق تعالى ازين خبر ميدهد كه وَ إِذا جاؤُكَ و چون بيايند منافقان و يهودان نزد تو حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ تحيه و سلام گويند تو را به چيزى كه تحيت نگفته تو را به آن خداى تعالى كه « سَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَّذِينَ اصْطَفى » « 1 » است و تحيت ايشان « انعم صباحا » و تحيت يهود « السام عليك » وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ و ميگويند ايشان در ميان يكديگر لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ چرا عذاب نميكند ما را خداى تعالى به آنچه ما مىگوييم نسبت بپيغمبر او يعنى اگر پيغمبر ميبود بايستى كه به اين اهانت كه ما او را ميكنيم انزال عذاب بر ما كند و ما را معذب گرداند پس حق تعالى در جواب ايشان گويد كه حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ بس است ايشان را آتش دوزخ از جهت عذاب كه يَصْلَوْنَها داخل شوند در آن يعنى اگر در دنيا بواسطهء وجود با جود تو اين گروه را عذاب نكنم آخرت ايشان را بسنده است و دوزخ براى ايشان آماده است فَبِئْسَ الْمَصِيرُ پس بد جاى بازگشت است دوزخ . و بعد ازين خطاب به مؤمنين مىكند كه اگر شما راز گوئيد بايد كه مانند منافقين راز نگوئيد چنانچه ميفرمايد كه :

--> ( 1 ) - س 217 : نمل ، ى 59 .